محمد رضا واليزاده معجزى

317

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

فصل چهارم كلياتى راجع به لرستان احزاب موسمى لرستانيان لازم آمد كه از حزب‌سازى لرستان [ در ] هم چيزى در اين تاريخ نوشته شود . احزاب لرستان هيچ‌كدام استقلال نداشتند ، بلكه شعبه‌اى از احزاب موسمى تهران بوده‌اند ؛ براى اينكه در عمل ثابت شده كه شهرستانيها هميشه آلت دست تهرانيها بوده‌اند و به ساز آنها رقصيده‌اند . در زمان رضا شاه تشكيل هرگونه حزب و جمعيتى اكيدا ممنوع بود . يكى از مأمورين دولت هروقت به سخن مىآمد به اين موضوع تمثيل مىكرد كه اجتماعى نبودن ملت ايران حتى در مسابقات ورزشى هم آشكار است زيرا ما غالبا در مسابقات كشتى كه نبرد تن‌به‌تن است فايق مىشويم و مدال افتخار مىگيريم ولى در مسابقات فوتبال و واليبال كه مسابقات اجتماعى است ، چون هماهنگى نداريم و نمىتوانيم اشتراك مساعى داشته باشيم لذا همواره با شكست مواجه مىشويم . آن شخص درست مىگفت و حق مطلب همين است كه ما ملت ايران هنوز اجتماعى نشده‌ايم و لذا احزابى را كه تشكيل مىدهيم كم‌دوام است و زود متلاشى مىشود و علتش آن است كه همه مىخواهيم ليدر حزب باشيم ، نماينده مجلس بشويم و به مقامات عاليه برسيم . تا آن‌جا كه بنده به خاطر دارم اولين حزبى كه در لرستان تشكيل شد حزب ميهن‌پرستان بود بعد از آن حزب پيكار ؛ حزب توده هم ترجيحا نضج مىگرفت ؛ ولى در اوايل آن‌قدر بدنام نبود و تا اين درجه كه در اواخر كار مشهود شد ، سنگ بيگانه را بر سينه نمىكوبيد و تيشه بر ريشه حيات